تاريخ : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | 15:21 | نویسنده : حمید و شادی

حالا همه قیافه می گیریم





[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 21 اسفند 1391 | 10:26 | نویسنده : حمید و شادی





[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 14 اسفند 1391 | 15:31 | نویسنده : حمید و شادی

پسرم دخترم اکنون به نیمه اسفند 91 رسیده ایم و کم کم علاوه بر خانه تکانی منزل نوبت خانه تکانی دل هم فرا می رسد اینکه مرور کنیم چه کرده ایم و چه بوده ایم در سالی که گذشت و حالا کجای راه ایستاده ایم

سالی که در حال پشت سر گذاشتن ان هستیم برای مردم ایران یک بحران بود بحران که می گویم از ان جهت که طی این سال ما ادم بزرگا جهشی رو در قیمتهای همه چیز تجربه کردیم که همه زندگیمان یک طرف و سال 91 یک طرف

سالی که پراید فکسنی به مرز 20 ملیون تومان رسید سالی که طلای گرمی 70000 تومان ابتدای سال به بالای 145000 تومان رسید و سکه و و و .....

شاید سالها بعد به این مطلب با پوزخند بنگرید ولی این واقعیت روزگار ماست که هرچه می دویم سر جای اولمان ایستاده ایم البته من از بابت زندگی خودمان هزاران بار خدا رو شاکرم که خدا را شکر ما به اهدافی که من و همسرم در ابتدای سال برای خودمان تعریف کرده ایم رسیده ایم اما دلم برای ان پدری می سوزد که شب عیدی شرمنده زن و بچه است وقتی که خریدن مرغ 6500 تومانی برای خودش و بچه هایش تبدیل به ارزو شده یا خریدن یک دست لباس دخترانه که باید بابت ان100000 تومان هزینه کند یا حتی خریدن پرایدی برای مسافر کشی اش که قیمت ان برایش ارزویی دست نیافتنی شده

کودکم روزگار غریبی است در روزگاری زندگی می کنیم که هیچ کس بر دیگری رحم و شفقتی ندارد و انسانیت رنگ پوسیدگی به خود گرفته

فرزندانم فقط از خدا می خواهم که همیشه من و پدرانتان بتوانیم بهترینها را برایتان تهیه کنیم چرا که خود بهترینید

و از خدا می خواهم در این روزهای شادی برای رسیدن فصل زیبای بهار خداوند دل همه مردم ایران را شاد کند هر طور که خودش صلاح می داند که تنها اوست که می تواند به این مردم کمک کند





[موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 13 اسفند 1391 | 9:11 | نویسنده : حمید و شادی

پسر کوچولوی نازم 10 ماه از زندگیشو پشت سر گذاشت و بالاخره به ده رسیدیم و دو رقمی شد از این پس هم به سرعت می گذره راستش من چه برای روز شمار تولد پریا چه سال اول ازدواجمون عاشق این بودم که هرچه زودتر به یک برسم وتا اون موقع روزها رو می شمردم الان برای آریا هم همینطوره

در این ماه پسر کوچولوی مامان شیطون تر از قبل شده و سرشو تو هر سوراخی می کنه و یهو می بینی غیبش زده عاشق انواع سیم هم هست و تا می بینه کجا؟ خوب معلومه در دهان مبارک

تازه یاد گرفته برای چند ثانیه هم می ایسته و تعادلشو حفظ می کنه

دومین دندون کو چولوش هم داره رشد می کنه

اگرم چیزی بخواد میگه بده بیشتر هم دوست داره از غذای ما بخوره تا غذاهای خودش بهداشت هم که بردم وزنشو 500/10 و قدشو 75 و دور سرشو 45 اعلام کردن خلاصه که هرچی بیشتر می گذره ما هر روز بیشتر از روز قبل دوستت داریم پسرک نازم





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 5 اسفند 1391 | 9:42 | نویسنده : حمید و شادی





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 4 اسفند 1391 | 18:10 | نویسنده : حمید و شادی

در نیمه دهمین ماه زندگی پسرکم اولین مروارید کوچولو تودهانش نمایون شد به همین مناسبت 3 اسفند یه مهمونی خانوادگی برای دندونی آریا جون گرفتم

امیدوارم همه دندونات بی دردسر در بیان کوچولوی من



ادامه مطلب

[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1391 | 18:20 | نویسنده : حمید و شادی





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 21 بهمن 1391 | 9:32 | نویسنده : حمید و شادی





[موضوع : ]
تاريخ : شنبه 21 بهمن 1391 | 9:31 | نویسنده : حمید و شادی

پسر گلم ٩ ماه از بودن تو در کنار ما می گذره و ما خدا رو بخاطر وجود نازنینت شاکریم امیدوارم در اینده مردی بشی مانند پدرت نمونه یه مرد خوب وخانواده دوست





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 20 بهمن 1391 | 11:18 | نویسنده : حمید و شادی





[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 16 صفحه بعد