دو هدیه خداوند پریا و آریا

ابن وبلاگ را برای دو هدیه خداوند به زندگیمان مینویسیم ، تا تشکری باشه از خداوند به خاطر وجودشون و یاد آوری عشقی باشه بینمون

سال تحصیلی جدید

سال تحصیلی 94-95 رو به همه بچه های مدرسه رو تبریک میگم همین طور به دختر گل خودم برات موفقیتهای بی شمار در این سال ارزو می کنم عزیز دلم تولد 9 سالگیت هم مبارک ایشالا سلامتباشی و تو همه کارات موفق ایشالا عکسای تولدت رو هم در اولین فرصت می زارم ...
28 مهر 1394

سفر به دبی

روزهای تابستان 94 تند تند در حال گذشتن هستن و ما غافل از این روزهای قشنگ که عمرمون هستن و دارن با سرعت برق و باد از ما فاصله می گیرن و امروز که تقویم رو نگاه می کردم دیدم فقط 20 روز از تعطیلات تابستانی باقیه و چه زود 4 ماه گذشت در هفته گذشته ما سفر 5 روزه ای به دبی داشتیم که برای هممون بسیار دلچسب و خوب بود پریا سری قبل کوچیک بود و خیلی چیزا یادش نبود اما اینبار از هر لحظه لذت برددر سیتی توری که گرفته بودیم از هتل اتلانتیس با منو ریل بازدید کردیمدبی مارینا رفتیم که منطقه ای اعیان نشین و مدرن و زیباست و کشتی سوار شدیم دبی مال رفتیم و از اکواریوم دیدنیش و رقص اب زیباش بازدید کردیم و در اخر شام رو در رستوران ایرانی و تازه تاسیس ی...
9 شهريور 1394

مرداد 94

نمی دونم چرا روز مرگیها انقدر ادمو به خودش مشغول می کنه که فرصت سر زدن به دنیای مجازی رو بهمون نمیده بهر حال پریای من که این دو ماه به شدت مشغول کلاس شناست و25 مرداد هم پایان دو ماه اموزششون بود که مامانا رو دعوت کرده بودن و من از اینکه تو این مدت دو ماه پریا انقدر پیشرفت کرده و عرض استخر رو با دو مدل مختلف شنا طی کرد بسیارخ رسند و خوشحال شدم دختر گلم بهت افتخار می کنم در پایان هم به همه بچه ها مدال و تقدیر نامه دادند البته پریا برای ماه شهریور هم اصرار داشت که ادامه بده منم اسمشو نوشتم خلاصه که این ماه هم شنا و زبان رو دنبال می کنه 25 مرداد هم مصادف شده بود با تولد حضرت معصومه روز دختر پریای نازنینم شیرینی زندگی ما روزت مبارک من و بابا ع...
26 مرداد 1394

بهار خداحافظ

اخرین روز بهار 94 را با گرمای 41 درجه تهران بزرگ به خدا می سپاریم باشد که در تابستان امسال خاطرات رنگارنگ و زیبایی را در دفتر خاطراتمان ثبت کنیم ...
31 خرداد 1394

غیبت

سلام .مدتی است بعلت مسائل روزگار غیبت داشتیم. پریا دختر نازنینم امتحاناتش را داده و با معدل خیلی حوب کلاس دوم را به پایان رسانده و مشغول تعطیلات تایستانی خود شده است . شنا و زبان را نیز در تابستان خواهد داشت که سرگرمش می کند. برای شنا چند تا از دوستان مدرسه ای هم همراهش هستن که احساس تنهایی نمی کنه .  آریا جانم که 3 سال و 1 ماهش تمام شده سخت مشغول شیطنت های کودکانه خود است و از بودن پریا در این روز های تابستانی یه نظر من خیلی خوشحال است.پسر و دختر عزیزم در روزهای آتی غیبتمان را جبران میکنیم . تا بعد
28 خرداد 1394
1