دو هدیه خداوند پریا و آریا
تاريخ : دوشنبه 29 خرداد 1396 | 15:27 | نویسنده : حمید و شادی

با پایان گزفتن امتحانات پریا وگرفتن کارنامه کلاس چهارم جشن فارغ التحصیلی کوچولو وخانوادگی برای دخترم گرفتیم وبه زودی به امی خدا اماده میشیم برای رفتنش به کلاس پنجم

پسر کوچولوی مامان هم دیگه بزرگ شد وبا توکل به خدا امسال پیش دبستانی میره که ثبت نام اونو هم انجام دادم ولحظه شماری می کنم برای ورودش به محیط دوستانه مدرسه

برای فراغت همگی از همه روزمرگیها برنامه چند روزه ای برای سفر به استانبول در خرداد ماه ریختیم که خاطراتی زیبا رو در ذهن هممون به جا گذاشت بهتره تصاویر زیبا ی بچه ها رو ببینیم چرا که شنیدن کی بود مانند دیدن





[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 13 ارديبهشت 1396 | 17:02 | نویسنده : حمید و شادی

روزهای بعد عید نوروز به سرعت برق وباد گذشت وفروردین ۹۶ رو به خاطره ها سپرد ما حدود یک هفته مهمانان خارجی داشتیم که باید برای خوش گذشتن بهشون تمام تلاشمونو می کردیم دایی همسرم ونیکی خانم امریکاییشون مهمانان خوب ما بودن که حضورشون برای هممون خاطرات خوبی رورقم زد





[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1396 | 16:26 | نویسنده : حمید و شادی





[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1396 | 16:13 | نویسنده : حمید و شادی

سلام وصد سلام چوبوی خوش اشنایی سال نوی همگی مبارک امیدوارم خداوند امسال رو از بهترین سالهای عمرمان قرار دهد سالی سرشار از سلامتی خوشبختی موفقیت برکت ارامش رزق وروزی

عید نوروز هم چون برق وباد گذشت وما چند روزی به شهر رشت رفتیم در طی این چند روز با اقوام پدری بچه ها دیداری تازه کردیم





[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 15 دی 1395 | 15:39 | نویسنده : حمید و شادی

تولد یه دوست خوب همیشه اتفاق خوشایندی است اول دیماه تولد دوتا دختر نا پارمیس و ونوس بود که دوست پریا هستن همون روز هم تو مدرسه پریا مراسم شب یلدا بود و در ادامه





[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 15 دی 1395 | 15:30 | نویسنده : حمید و شادی

معلم مهربون پریا خانم طهماسبی قرار گذاشته هر ماه تولد بچه های اون ماه گرفته بشه البته بچه ای مهر ماه با تاخیر به این ماه موکول شده بود و اما عکسای خاطره امیز اون روز





[موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 15 دی 1395 | 15:25 | نویسنده : حمید و شادی





[موضوع : ]
تاريخ : جمعه 16 مهر 1395 | 16:35 | نویسنده : حمید و شادی

با شروع ماه مهر پریای گلم پا به کلاس چهارم گذاشت وروز به روز ماشالا داره خانم تر میشه و دیروز ۱۵ مهر تولد ۱۰ سالگی خانم کوچولومونو گرفتیم چقدر زود ده سال گذشت مثل برق وباد ایشالا صد ساله بشی دخترکم و ما بتونیم باشیم ورفتنتو به دانشگاه وحضورتو در اجتماع وعروسی وخوشبختیتو ببینیم بازم تولدت مبارک گل من اریا هم که با ورود به چهار ونیم سالگی نمکی وخوشمزه شده وادم می خواد درسته بخورتش مشغول کلاس  زیمناستیک هم هست وبهش حسابی عشق میورزه ودوست داره وپیشرفت کرده اما در ادامه





[موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 29 شهريور 1395 | 16:22 | نویسنده : حمید و شادی

بعد از مدتها تاخیر سراغ وبلاگ عزیزمون امدم اول از همه سلام وصد سلام باز یه غیبت کمی تا قسمتی طولانی داشتم که البته دلایلم کاملا قانع کننده است اول از همه در ابتدای مرداد ما ه ما اسباب کشی داشتیم که به منزل جدید نقل مکان کردیم بعد هم تو این منطقه با اینترنت مشکل داشتیم وبه ما خط خالی نمی دادن خلاصه که حدود یک ونیم ماه هم پیگیر وصل اینترنت بودیم تا الان که در خدمت شماییم امروز ۲۹ شهریور ماه وشب عید غدیر هاول که عید همگی به خصوص همه سیدها مبارک دوم اینکه شهر پر شده از عطر خوش پاییز ونسیم پاییزی امدنت مبارک فصل رنگ رنگ خدا





[موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 8 تير 1395 | 19:13 | نویسنده : حمید و شادی

در تاریخ دوم تیر ماه ۹۵ بعد از امتحانات یکماهه بابا حمید به اتفاق مامانی بابایی وخاله شهره اینا رفتیم رامسر ها هم خوب وکمی روبه گرما بود ۴ روزی ه اونجا بودیم رامسر تنکابن لاهیجان جواهر ده جنگلهای صفارود رو گشتیم همینطور از کنر روستای نیاسته محل دفن حبیب محبیان خواننده محبوب من رد شیم که بدلیل ذیق وقت فقط دورادور فاتحه قرایت کردیموقعا حیف وصد حیف از رفتنش

خلاصه بچه هااین چندروز رو در کنار ملیسا وبقیه حسابی خوش گذروندن ههمون واقعا به یه استراحت نیاز داشتیم جای خاله شیما وعمو سامان ونی نی گولو هم خالی بود اما در ادامه عکسای خوشگل بچه ها





[موضوع : ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 25 صفحه بعد