دو هدیه خداوند پریا و آریا

ابن وبلاگ را برای دو هدیه خداوند به زندگیمان مینویسیم ، تا تشکری باشه از خداوند به خاطر وجودشون و یاد آوری عشقی باشه بینمون

روزهای بی بازگشت

تا چشم بر هم گذاشتیم سه ماه تعطیلی بچه ها هم گذشت وبه نفسهای اخر افتاده نمی دونم چرا روزمرگیها مانع از امدن من به دفتر مجازی خاطرات بچه هام میشه انقدر که می بینم دوماه گذشته ومن به اینجا سر نزدم امسال علاوه بر پریا اریا هم داره اماده میشه برای ورود به دوره پیش دبستانی که من توی یه مهد قرانی اسمشو نوشتم وبا شروع ماه مهر ما دوتا مدرسه ای به امید خدا خواهیم داشت پریا علاوه بر کلاس زبان مشغول یاد گیری موسیقی سنتور هم شده وبا عشق داره پیش میره اریا هم که در تاریخ ۶ شهریور ۹۶ در مسابقات زیمناستیک منطقه تونست مقام اول رو کسب کنه ومدال طلا بگیره طی دو روز گذشته روزای تلخی رو سپری کردیم چرا که یه دختر کوچولوی ناز رو از دست دادیم به نام سارینا فرخن...
13 شهريور 1396

سفر به ترکیه

با پایان گزفتن امتحانات پریا وگرفتن کارنامه کلاس چهارم جشن فارغ التحصیلی کوچولو وخانوادگی برای دخترم گرفتیم وبه زودی به امی خدا اماده میشیم برای رفتنش به کلاس پنجم پسر کوچولوی مامان هم دیگه بزرگ شد وبا توکل به خدا امسال پیش دبستانی میره که ثبت نام اونو هم انجام دادم ولحظه شماری می کنم برای ورودش به محیط دوستانه مدرسه برای فراغت همگی از همه روزمرگیها برنامه چند روزه ای برای سفر به استانبول در خرداد ماه ریختیم که خاطراتی زیبا رو در ذهن هممون به جا گذاشت بهتره تصاویر زیبا ی بچه ها رو ببینیم چرا که شنیدن کی بود مانند دیدن ...
29 خرداد 1396

روز مرگیهای ۹۶

روزهای بعد عید نوروز به سرعت برق وباد گذشت وفروردین ۹۶ رو به خاطره ها سپرد ما حدود یک هفته مهمانان خارجی داشتیم که باید برای خوش گذشتن بهشون تمام تلاشمونو می کردیم دایی همسرم ونیکی خانم امریکاییشون مهمانان خوب ما بودن که حضورشون برای هممون خاطرات خوبی رورقم زد ...
13 ارديبهشت 1396

سال نو مبارک

سلام وصد سلام چوبوی خوش اشنایی سال نوی همگی مبارک امیدوارم خداوند امسال رو از بهترین سالهای عمرمان قرار دهد سالی سرشار از سلامتی خوشبختی موفقیت برکت ارامش رزق وروزی عید نوروز هم چون برق وباد گذشت وما چند روزی به شهر رشت رفتیم در طی این چند روز با اقوام پدری بچه ها دیداری تازه کردیم ...
14 فروردين 1396
1